خرید بک لینک
در طول تاریخ مقاماتی که از جانب خداوند متعال بر بندگان خاصّش اعطا می شد مورد حرص وطمع مدعیان کذب ودروغگویان طمّاع بوده است وهمیشه بودند کسانی که چشم بر درجات الهی داشته ودر پی به نام خود زدن آنها در طول تاریخ بودند.
وقتی که نبی اکرم حضرت محمد مصطفی (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به نبوت رسیدند بعد از چند مدت افرادی مثل أسود العنسی ومسیلمة کذاب وطلیحة کذاب وسجّاح که بعضا از اصحاب نبی اکرم بودند نیز ادعاهای مغایر حق کرده وادعای نبوت الهی کردند!
چه جنگ ها وچه کشتارها وچه کفرها وچه ایمان هایی در جوف تواریخ در نقل اینان برجای مانده است!
نیز پس از فِتَن دعوی نبوت نیز می بینیم که ادعاهای بغیر حق در قالب بزرگترین نماد نبوت یعنی إمامت مورد سوء استفاده سودجویان قرار گرفت وطی یک کودتا خلافت از دست صاحب خلافت گرفته شده وبر شخصی که مشروعیت داشتن چنین مقامی را نداشت اعطا شد.
ولی آنچه که بیشتر حرص وطمع سودجویان را بعد از رحلت نبی اکرم برانگیخت تأکید آن بزرگوار بر قضیه مهدویت بود که شاید آن بزرگوار برای هیچ مهمی (بغیر از مسئله امامت أمیر المؤمنین (علیه السلام)) اینچنین همت نگماشت.
الشیخ حَمُّود التویجری که از بزرگان وهابیت وسلفیت می باشد در کتاب خود تحت عنوان الإحتجاج بالأثر علی من أنکر المهدی المنتظر می نویسد:
أما القول بأنها متواترة فقد صرح به غیر واحد من العلماء
این سخن که روایات حول مهدی منتظر متواتر است را چندین وچند نفر از علما ذکر کرده اند.(۱)
الإمام الإدریسی الکتّانی که از بزرگان اهل تسنن می باشد، در کتاب نظم متناثر می گوید:
وقد نقل غیر واحد عن الحافظ السخاوی أنها متواترة
چند تن از علمای ما از سخاوی نقل کرده اند که روایات در این باب متواتر است.(۲)
عن أبی الحسین الآبری فی "مناقب الشافعی" قال: "تواترت الأخبار أن المهدی من هذه الأمة، وأن عیسی یصلی خلفه"
از ابی الحسین الآبری در مناقب الشافعی نقل است که گفت: اخبار متواتر داریم مبنی بر اینکه مهدی از این امت هست وعیسی پشت سر وی نماز خواهد خواند.(۳)
السفارینی الحنبلی که مورد احترام سلفیة ووهابیة است اصل ایمان به حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) را از ضروریات مذهب اهل تسنن یاد کرده واز ویژگی های یک مسلمان سنی، اعتقاد به مهدویت را نام می برد:
فالإیمان بخروج المهدی واجب کما هو مقرر عند أهل العلم، ومدون فی عقائد أهل السنة والجماعة
پس ایمان بخروج مهدی واجب است همانطور که نزد اهل علم بر آن تأکید شده ومهدویت جزو عقاید اهل ست وجماعت تدوین گشته است.(۴)
أبو عبد الله القرطبی مفسر شهیر اهل تسنن در رابطه با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) می نویسد:
الأخبار الصحاح قد تواترت علی أن المهدی من عترة رسول الله [صلی الله علیه وسلم] فلا یجوز حمله علی عیسی.
روایات صحیح به صورت متواتر نقل شده است که مهدی (علیه السلام) از نسل رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) است؛ پس جایز نیست که آن را بر عیسی (علیه السلام) حمل کنیم.(۵)
أبو عبد الله الشوکانی که از اعاظم عامه در اعتقاد وتفسیر است اعتقاد دارد روایات مهدویت فوق متواتر است:
الأحادیث الواردة فی المهدی التی أمکن الوقوف علیها منها خمسون حدیثا فی الصحیح والحسن والضعیف المنجبر وهی متواترة بلا شک ولا شبهة بل یصدق وصف التواتر علی ما دونها
احادیثی که در باره حضرت مهدی (علیه السلام) که امکان دسترسی به آن ها وجود دارد، پنجاه روایت است که برخی از آن ها صحیح، برخی حسن وتعداد دیگری ضعیفی است که ضعف آن ها قبل جبران است. بدون شک وتردید این روایات متواتر است. بلکه گاهی به روایتی که کمتر از روایات مهدویت بوده، متواتر گفته شده است.(۶)
جالب که ابن باز بزرگ مفتی وهابیت نیز از قافله عقب نمانده است وطبق نطقی که از او در سایتش مکتوب گردیده است وی نیز مهدویت را از اخبار متواتر نبی اکرم دانسته است:
فأمر المهدی أمر معلوم والأحادیث فیه مستفیضة بل متواترة متعاضدة، وقد حکی غیر واحد من أهل العلم: تواترها، کما حکاه الأستاذ فی هذه المحاضرة، وهی متواترة تواترا معنویا لکثرة طرقها واختلاف مخارجها وصحابتها ورواتها وألفاظها، فهی بحق تدل علی أن هذا الشخص الموعود به أمره ثابت وخروجه حق.
مسأله مهدویت، یک مسأله قطعی است واحادیث در این زمینه مستفیضه وبلکه متواتر هستند وهمدیگر را تقویت می کنند. چندین نفر از اهل علم تواتر آن را بازگو کرده اند؛ چنانچه استاد در همین مجلس نیز آن را حکایت کرد.
این روایات متواتر معنوی است؛ زیرا طرق آن بسیار زیاد، ناقلین از صحابه ودیگران زیاد است وبا االفاظ متعدد نقل شده است؛ پس به درستی دلالت می کنند که آمدن این شخص وعده داده شده، قطعی وخروج او حق است.(۷)
محمد البرزنجی الشافعی طبق نقل شیخ حمّود التویجری وهابی نقلا از کتاب الإشاعة می گوید:
أحادیث وجود المهدی وخروجه آخر الزمان، وأنه من عترة رسول الله - [صلی الله علیه وسلم] - من ولد فاطمة - (رضی الله عنها) - بلغت حد التواتر المعنوی، فلا معنی لإنکارها
احادیث وجود حضرت مهدی وخروج وی در آخر الزمان واینکه وی از عترت نبی اکرم واز فرزندان حضرت زهراء (علیها السلام) است به تواتر معنوی رسیده است وانکارش معنایی ندارد.(۸)
فلذا دیده می شود که اهل تسنن وحتی وهابیت پا به پای شیعیان مولا علی (علیه السلام) وبه پیروی از آنان اعتقاد به مهدویت را یک اعتقاد نبوی وغیر قابل انکار وواجب دانسته اند زیرا نبی اکرم علیه وعلی آله السلام تا توانسته این أمر مهم را تبلیغ کرده است.
پس با توجه به این سخن وعظمت مقوله مهدویت در کلام نبوی، باب ادعای مهدویت یا نظایر آن بعد از رحلت نبی اکرم باز شد وبارها وبارها کذباً وزوراً افرادی خود را با این معتقده اسلامی تطابق داده وادعاهای واهی کردند.
اولین کسی که بعد از نبی اکرم در شأن وی ادعای مهدویت شد کسی نبود جز ابی بکر ابن ابی قحافة خلیفه أول اهل تسنن!
بزرگان محدثین اهل تسنن نقل می کنند که نبی اکرم فرمود:
علیکم بسنتی وسنة الخلفاء الراشدین المهدیین بعدی(۹)
برشما واجب است سنت من وسنت خلفای راشد مهدی(هدایت شده از طرف خداوند) بعد از من!
أبو عمر القرطبی هم در کتاب جامع بیان العلم وفضله این روایت را روایت صحیحه تلقی می کند.
فلذا دیده می شود که یک تقدیس بخشی ویک ادعای دروغ در رابطه با ابو بکر وعمر وعثمان تلقی شده واین سه به عنوان مهدی های امت محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) معرفی شده اند!
بعد از وی معاویة را نیز هادی ومهدی أمت محمد (صلّی الله علیه وآله) معرفی کردند.
إبن عمرو شیبانی در کتاب الأحاد والمثانی می نویسد:
عن عبد الرحمن بن أبی عمیرة قال سمعت رسول الله [صلی الله علیه وسلم] یقول: فی معاویة اللهم اجعله هادیا مهدیا واهده واهد به (۱۰)
از عبد الرحمن بن ابی عمیرة روایت است که پیغمبر فرمود: خدایا معاویه را هادی ومهدی قرار داده ووی را خودت هدایت کرده ومردم را بوجود وی هدایت کن!
فلذا این روند را اگر بخواهیم در نظر بگیریم ودر پی مدعیان مهدویت یا ارتباط با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) العظیم باشیم سیل اسامی والقاب را خواهیم دید که یا خود چنین ادعاهای واهی کرده اند یا اطرافیان ومحبین وی!
مدعیان دروغین مهدویت یا سفارت
حسین بن منصور الحلاج:
حسین بن منصور الحلاج شخصی بود که ادعا کرد از جانب حضرت حجت (علیه السلام) رسالت دارد ووی باب دیدار وارتباط خاصه با آن بزرگوار است!
وی طبق نقل شیخ الطائفة شیخ طوسی در کتاب الغیبة پس از هجرت به قم نزد مردم آمده وگفت:
أنا رسول الامام ووکیله: من فرستاده امام زمان ووکیل وی هستم!(۱۱)
أبی محمد الشُریعی:
شیخ طوسی (رحمه الله) نقلا از هارون در وصف وی می نویسد:
هو أول من ادعی مقاما لم یجعله الله فیه، ولم یکن أهلا له، وکذب علی الله وعلی حججه (علیهم السلام)، ونسب إلیهم ما لا یلیق بهم وما هم منه براء، فلعنته الشیعة وتبرأت منه، وخرج توقیع الإمام (علیه السلام) بلعنه والبراءة منه.
قال هارون: ثم ظهر منه القول بالکفر والالحاد.(۱۲)
او اولین کسی بود که ادعای آن مقامی را کرد که خداوند در وجود وی قرار نداده بود وبرای آن مقامات اهلیت نداشت.وی بر خدا وحجج خداوند دروغ بسته ومطالب ناشایستی به آنها نسبت داد که اهل بیت از آنها دور بودند.پس شیعیان وی را لعن ونفرین کرده وحتی خود صاحب الزمان توقیعی را در لعن واظهار برائت از این شخص صادر کردند.
هارون می گوید: این شخص بعد از آن ادعاها، سخنان کفرآمیز ودالّ بر الحاد را به زبان آورد!
محمد بن علی الشلمغانی:
این شخص کسی بود که حتی علیه نواب اربعة قیام کرده وبر آنها مخالفت ورزیده ومطالب واهی وناصحیح خود را در قالب ادعاهای کذب مطرح ساخت.
شیخ الطوسی (رحمه الله) در الغیبة خود می نویسد:
عن أبی علی بن همام قال: أنفذ محمد بن علی الشلمغانی العزاقری إلی الشیخ الحسین بن روح یسأله أن یباهله وقال: أنا صاحب الرجل وقد أمرت بإظهار العلم(۱۳)
محمد بن علی الشلمغانی نزد شیخ حسین بن روح نوبختی(سومین نائب امام زمان در دوران نیابت خاص) رفته واعلان مباهله کرد وگفت: من یاور حقیقی امام زمان هستم ودستور گرفته ام که علم خود را اظهار کنم!
اینها نفراتی بودند از کسانی که ادعای عون المهدی بودن ویاور وصاحب رسالت از جانب وی وحائز مقام از طرف خود آن بزرگوار بودن را داشتند وبر آن پا فشاری می کردند که زعمای شیعه ودعائم فرقة ناجیة حقه مثل حضرت علی بن حسین بن موسی بن بابویه القمی شیخ صدوق اول ویا خود الشیخ حسین النوبختی وسایر بزرگان آنها را رسوا ساختند واین جریان تا بکنون ادامه دارد.
همچنین در کنار این افراد دیده می شود کسانی که به مقامی منتسب به مهدی (علیه السلام) اکتفاء نکرده بلکه خود را مهدی موعود معرفی کرده اند ویا افراد وطرفداران وی در حق آنشخص ادعای مهدویت کرده اند!
مهدی السودان
وی کسی بود که در سودان ادعای مهدویت کرد واعوان فراوانی را نیز یافت وتوانست دست به شورش های متعدد بزند!
همکنون سخنرانی های این شخص وتصاویر این مدعی وزندگی نامه وی در اینترنت موجود است.
مهدی تهامة
وی شخصی بود که در سال ۱۱۵۹ میلادی ادعای مهدویت کرده ودر تهامه یمن ظهور کرد ویاورانی نیز پیدا کرد!
مهدی سنگال
این شخص هم ادعای مهدویت در سنگال را کرد که از بد روزگار تیرش به سنگ خورده ودر این راه جان خود را از دست داد!
مهدی صومالی
محمد بن عبد الله که اهل صومالی بود انگیزه نبرد با ارتش انگلستان در کشورش را داشت وبرای دست یافتن به این مهم صلاح دید ادعای مهدویت کند تا مردم از همه جا بی خبر صومالی دست به دست وی بر بریطانیا بشورند که در نهایت در سال ۱۹۲۰ میلادی از دنیا رفت.
القرعاوی عراقی
این شخص سر دسته وبعبارتی مهدی گروهک تروریستی جند السماء بود که ادعای مهدویت در عراق کرده وبا سازماندهی نیروهای تحت امر خود وتجهیز آنها به سلاح های سبک ونیمه سنگین اولین حمله خود به سمت نجف برای قتل مراجع نجف اشرف به کار بست وقبل از رسیدن به نجف اشرف، نیروهای نوری المالکی که حکم بر قتال با این گروهک را دریافت کرده بودند با اینان درگیر شده وتنی چند از بزرگان جند السماء از جمله خود القرعاوی را به قتل رسانیده وجمعیتی از آنان را دستگیر وبخش عمده از این گروهک را متواری ساختند.
ناصر الیمانی
که این شخص مضحک هم ادعای مهدویت کرده وبشدت اعتقادات وهابی گرایانه دارد وتوسل وشفاعت را در زمره موارد شرک ذکر می کند وتأکید بر حرمت توسل به نبی اکرم وبه اهل بیت (علیهم السلام) داشته وحدیث عترت را رد کرده وحدیث دروغین کتاب الله وسنتی را صحیح می داند وموارد بسیار که قابل ذکر نیست ودائما هم در حال نامه نویسی به بزرگان سیاست ودیانت است تا بلکه از این راه صرفا اعتباری به دست آورد واو را نیز شخص شخیصی به حساب آورند!
وی بشدت با احمد الکاطع سر ضدیت دارد وبارها وی را تکذیب کرده وگفته است من که خودم مهدی باشم فرزندی به اسم احمد بن اسماعیل ندارم ونداشته ام واین شخص دروغ می گوید که فرزند من وفرستاده من است!
اسامه بن لادن
جالب که حتی أبی عبد الله أسامة بن لادن سردسته گروهک تروریستی القاعده وصاحب آنهمه جنایات ممتد علیه اسلام ومسلمین وخاصه تشیع نیز از جانب محبینش به عنوان مهدی صاحب الزمان ومنجی آخر الزمان معرفی شده است که فیلم های تبلیغ مهدویت وی در سایت های اجتماعی وجود دارد وهر کسی جمله «المهدی المنتظر أسامة بن لادن» را در گوگل جستجو کند با انبوه سایت ها ومقالات وکلیپ ها در اثبات مهدویت وی روبرو خواهد گشت که حقیقتا جای حیرت وتأسف دارد.
نتیجه
با توجه به این مطالب دیده می شود که در ممرّ اعصار وطی قرون متمادی واز صدر اسلام تا بکنون چندین وچند بار افراد متعدد ادعای مهدویت یا نیابت خاصه ودرجه معیّنة از طرف خداوند متعالی یا اولیاء الله کرده اند واین روند تا بکنون هم ادامه دارد واز قرار معلوم ادامه دار خواهد بود!
فلذا بصرف ادعای یک شخص وشیرینی القابی که به خود می بندد نمی توان پی به صداقت وی برده واو را تصدیق کرد بلکه باید تا می توان در رابطه با وی دقیق بوده وجوانب کار را در باره اش سنجید.
احمد بن اسماعیل الکاطع
با توجه به این عرایض می رسیم به اینچنین اسمی که ادعاهای وی سر به فلک برداشته ویک اشتهای سیری ناپذیری در وجود این شخص دیده می شود برا کسب مقاماتی که بعضا حتی انبیاء هم در حسرت آن مقامات باقی مانده بودند!
احمد بصری ادعا کرده است:
۱ - او یمانی آل محمد است.
۲ - او توسط میکائیل وجبرائیل ملائکة تأیید شده است ویاری می شود.
۳ - وی فرزند امام زمان (عجل الله فرجه) است.
۴ - وی سفیر ووصی وفرستاده وجانشین حضرت مهدی (علیه السلام) است. (المتشابهات - ج۴ - ص۱۴۴)
۵ - او خود صاحب مقام مهدویت وعصمت بوده وحجت خدا بروی زمین است. (المتشابهات - ج۴ - ص۱۴۴)
۶ - پرچم وی پرچم مهدی صاحب الزمان است ومخالفت با وی مخالفت با أمر مهدویت. (المتشابهات - ج۴ - ص۱۴۴)
۷ - بر پشتش مهر خاتمیت است!(المتشابهات - ج۴ - ص۱۴۴)
۸ - او اعلم الناس بتورات وانجیل است (المتشابهات - ج۴ - ص۱۴۴)
۹ - سیزدهمین امام شیعه است! (المتشابهات - ج۴ - ص۱۴۴)
۱۰ - وی فرستاده أیلیای پیغمبر است!
۱۱ - او رکن شدید است!(بیان الأول)
۱۲ - او زمین را پر از عدل وداد می کند.
وی که از اهالی بصره می باشد وطبق گفته خودش ابتدا در بصره در دانشکده مهندسی رشته مهندسی شهر سازی را ادامه داده است، بعد از اخذ مدرک از دانشگاه به سمت نجف هجرت کرده ودر زمره شاگردان آیة الله العظمی محمد محمد صادق الصدر علیه الرحمة در آمده ودرس طلبگی را شروع کرده است.
ولی بعد از مدتی مأموریت اصلی وی که همان دستور سرّی صدام حسین علیه اللعنة به وزارت اطلاعات واستخبارات دولت بعث مبنی بر قتل امام صدر (رحمه الله) بود را شروع کرده ومقدمات ایجاد تفرّق در حوزه علمیة وبه چالش کشیدن مبانی فکری آن علامه بزرگوار را برعهده گرفته وحوزه علمیه را حوزه ی گمراهی حکم داده واز حوزه خارج شده وشروع بخودخوانی کرده وبتنهائی تحقیق در متون روایی را پیشه کرد.
خود وی می گوید:
انتقلت إلی النجف الأشرف وسکنت فیها لغرض دراسة العلوم الدینیة، وبعد اطلاعی علی الحلقات الدراسیة والمنهج الدراسی فی حوزة النجف، وجدت أن التدریس متدنی لا أقل بالنسبة لی أو بحسب رأیی کما وجدت أن فی المنهج خللاً کبیراً، فهم یدرسون اللغة العربیة والمنطق والفلسفة وأصول الفقه وعلم الکلام، العقائد، والفقه، الأحکام الشرعیة، ولکنهم أبداً لا یدرسون القرآن الکریم أو السنة الشریفة، أحادیث الرسول محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) والأئمة (عليه السلام) وکذا فإنهم لا یدرسون الأخلاق الإلهیة التی یجب أن یتحلی بها المؤمن. ولذا قررت الإعتزال فی داری ودراسة علومهم بنفسی دون الإستعانة بأحد، فقط کنت معهم وأواصل بعضهم ویواصلونی.
من به نجف اشرف کوچ کردم برای ثبت نام در حوزه علمیه وتحصیل در آنجا؛ ولی بعد از آنکه وارد حوزه شدم واز مجموعه دراسات این حوزه مطلع شدم دیدم که در حوزه یک سری خلل بسیار بزرگ دیده می شود (لا اقل در نظر من) وصرفا لغت عرب واصول فقه وکلام ومنطق وفلسفه وعقاید وفقه واحکام شرعیه را مطالعه می کنند ولی ابداً تدریسی برای قرآن کریم یا سنت شریف نبوی یا أحادیث محمد وآل محمد در کار نیست وآنها درس اخلاق الهی که بر هر مومنی تخلّق به آن اخلاق واجب است را کنار گذاشته اند!
پس به این دلیل تصمیم گرفتم از حوزه دوری کرده ودر خانه ام گوشه عزلت بگیرم وخودم علوم حوزوی را تنها بخوانم بدون هیچ کمک کاری وفقط صرفا با بعضی از روحانیون حوزه نجف در ارتباط باشم.
سپس وی می گوید:
أما سبب التحاقی بالحوزة العلمیة فی النجف فهو أنی رأیت رؤیا بالإمام المهدی وأمرنی فیها أن أذهب إلی الحوزة العلمیة فی النجف، وأخبرنی فی الرؤیا بما سیحصل لی، وحدث بالفعل کل ما أخبرنی به فی الرؤیا
ولی آنچه که باعث شد تا من به حوزه علمیه نجف اشرف راه یابم این بود که من در رویا امام زمان (علیه السلام) را دیدم که به من دستور داد تا به حوزه علمیة نجف بروم ووی از آنچه برایم اتفاق خواهد افتاد خبردارم کرده وهرآنچه که وی گفته بود همان شد!
به همین دلیل هم وقتی روحانیون شیعی طالب مناظره با احمد بصری سوال می کردند که این شخص تا به حال توسط چه کسانی تربیت دینی شده وتحت اشراف کدام عالم درس خوانده است؟ یکی از اصلیترین انصار وی یعنی ناظم العقیلی در جواب می نوشت:
درس السید أحمد الحسن علی ید الإمام المهدی
السید احمد الحسن تحت اشراف خود امام مهدی (علیه السلام) درس خوانده است!(۱۴)
فلذا این چنین مقدماتی زمینه را برای احمد بن اسماعیل فراهم کرد تا ادعای خود را پیکره بندی کرده ومدعی شود که وی فرزندی از ذریة امام زمان (علیه السلام) ونیز یاور وی در أمر ظهور ویمانی آل محمد (علیهم السلام) است که وجود زمین را از وجود خبائث پاک خواهد کرد!

ادامه درلینک زیر

http://www.m-mahdi.com/persian/books-259

برچسب: نویسنده: کامیار رضایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:06

صفحه بندی